تبليغاتX
اهورامزدا

اهورامزدا

سیاسی , اجتماعی , فرهنگی , انتقادی

در ۱۶ آذر خیابانها را با پوشش سبز تبدیل به چمنزاری نماییم که آلاله های خونین آنرا با خون خود آبیاری کرده اند.

 

نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت 10:52 توسط علیرضا| |
 
شناخت خداوند ، پرورش و پویایی ویژگی های نیک اخلاقی و نزدیك شدن به اهورامزدا، مهمترین هدف سفارش شده ‏اَشوزرتشت در زندگی انسان است .

پیام آور ایرانی باور داردكه اگر انسان رفتار خود را به شش فروزه یی كه از خداوند ‏سرچشمه گرفته هماهنگ سازد ، گذری به هفتمین مرحله نیز خواهد داشت و به جایی خواهد رسید كه سعدی نیز ‏به آن اشاره کرده است ، رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند.

نخستین گام در راه نزدیك شدن به اهورا ، وَهومن یا ‏منش نیك است ، این واژه در زبان فارسی بهبهمن تبدیل شده است . نیك اندیشی یكی از فروزه های ذاتی خداوند ‏است كه انسان نیز بایستی در نخستین گام آن را در خود پرورش دهد .

گام دوم ، گزینش اَشَه وَهیشْتَه یا بهترین ‏اشویی است كه در زبان فارسی به اردیبهشت تبدیل شده است . اشویی در ذات خداوند ، هنجار مطلق و توانایی نظم ‏بخشیدن است ، این فروزه در انسان نیز كوششی برای هماهنگی در رفتار بر پایة اشویی ، یعنی پیوستن به راستی ‏است .

خْشَترَه وَئیریَه كه در زبان فارسی به شهریور تبدیل شده است توانایی مینوی و پادشاهی بر خود معنی می ‏دهد توانایی گذشت و مهربانی ، توانایی كنترل رفتار ناهنجار اشا، توانایی دفاع از حق و مبارزه با دروغ ، توانایی رسیدن ‏به آزادی و آزاد منشی و ..... كه گام سوم در راه شناخت است .

گام چهارم ، فروزة «مهرورزی» است كه در گات ها به ‏گونه سپنتَه آرَمئی تی بیان شده و در فارسی به سپندارمذ یا اسفند تبدیل شده است . در بینش اشوزرتشت رابطة ‏بین انسان وخدا بر مبنای دوستی و محبت است نه از روی ترس و بیداد ، پس انسان باید فروزة «مهرورزی» را در خود ‏افزایش دهد ، خویشتنداری ، گذشت ، فروتنی ، مهربانی ، بخشندگی و دهشمندی از پرتوهای این فروزه هستند . ‏

گام پنجم به صورت هَه اوروَتات ودر فارسی به گونه خورداد بیان شده در این مرحله رسایی وكمال در انسان پدیدار ‏خواهد شد و او را به تدریج به انسان آرمانی نزدیك خواهد كرد. در بینش اشوزرتشت رسایی و جاودانگی كه ششمین ‏مرحله است بهم پیوسته هستند . یعنی اگر انسان به رسایی برسد خود به خود به «بی مرگی» نیز خواهد رسید.

گام ششم : اَمِرَه تات كه در فارسی به صورت امرداد آمده ، جاودانگی معنی می دهد ، بی گمان این فروزه از ویژگی ذاتی خداوند ‏است ولی انسان نیز بر پایه نظامی كه در آفرینش او پیش بینی شده به گونه ای دیگر و به طور نسبی جاودانه خواهد ‏شد .

هفتمین گام ، در راه عرفان و شناخت اهورا ، سرَئوشَه است این واژه در فارسی به گونه«سروش» بیان شده ، ‏نور حقیقت و ندای اهورایی است كه چون مشعلی ، نهاد انسان و دیده دل عارف را روشن خواهد كرد ، بنابراین در كنار ‏كار و كوشش ، مراحل عرفان نیز در انسان سپری می شود ، فروزه هایی چون پاكی و راستی ، توانایی سازنده و ‏مهرورزی پویا خواهد شد تا رسایی و پایندگی در نهاد او فزونی یابد
__________________
شکوه و سرافرازی یک انسان در گرو سه چیز است ...

گفتار نیک * پندار نیک * کردار نیک


بزرگ ترین گناه دروغ گفتن است.

من پارس بودم، هستم، خواهم بود.
نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 19:30 توسط علیرضا| |
 

 نهمين ماه سال ايرانيان "آذر" و به معناي آتش است. روز نهم هر ماه زرتشتي نيز آذر نام دارد و چون زرتشتيان هر گاه روز و ماه، همنام شود جشن مي گيرند، در اين روز جشني به نام "آذرگان" يا احترام به آتش را برگزار مي کنند.  در آيين زرتشتيان، آب، باد، خاک و آتش، چهار عنصر مقدس و از بين برنده ناپاکي ها محسوب مي شوند. در اين ميان، آتش به دليل روشنايي و گرما، تقدس بيشتري دارد و از اين رو، زرتشتيان براي نيايش و ستايش اهورامزدا، به آتشکده يا مکاني که روشنايي دارد، مي رود.  در جشن آذرگان، زرتشتيان با لباس آراسته و تميز، به آتشکده و آدريان مي روند، نيايش روزانه خود را انجام مي دهند و با همکاري موبد و سرايش آتش، که بخشي از خرده اوستا و در گراميداشت آذر است، آيين آذرگان را به جا مي آورند.   ايرانيان، جشن هاي متعددي در گراميداشت آتش داشته اند که مهمترين و با شکوه ترين آنها جشن سده (دهم بهمن) است. آذرگان، دومين آذر جشني است که در روايات ذکر مي شود و به روايت بيروني، در اواخر زمستان برگزار مي شده است. آذر جشن اولي مصادف با چهارم شهريور بوده و ظاهرا از زماني که روايت بيروني را شامل مي شده تا امروز، يک جابه جايي تقويمي رخ داده است; چون امروزه آذرگان در فصل پاييز و تقريبا در اوايل فصل سرما اتفاق مي افتد.  بيروني درباره اين جشن مي نويسد: رسم است که در اين روز خود را با آتش گرم کنند; زيرا اين ماه آخرين ماه زمستان است و سرما در پايان فصل، سخت تر و حادتر مي شود. اين جشن آتش بوده، به نام فرشته موکل بر همه آتش ها چنين خوانده شده و زرتشت فرمان داده که در اين روز به آتشکده ها بروند، در آنجا قرباني ها کنند و در کارهاي جهان به مشورت بپردازند.   البته منظور از قرباني، مراسم يزش زرتشتيان است، زيرا زرتشت باقرباني خونين مخالف بود.   در بيان اهميت آتش، همين بس که مرکزيت آيين زرتشتيان است. در اين دين، سه گروه آتش مقدس آييني به نام هاي آتش بهرام، آتش آدران و آتش دادگاه وجود دارد. در اين ميان، آتش بهرام قداست خاصي دارد، زيرا با تشريفاتي طولاني آماده مي شود; به اين ترتيب که 16 آتش را از منابع مختلف جمع آوري کرده و آنگاه 1128 بار آن را تطهير مي کنند.   براي اين کار، هيزم را روي آتش مي گيرند و وقتي شعله ور شد، آتش تطهير مي شود. اين مراسم، يک سال به درازا مي انجامد، به همين دليل تعداد آتش هاي بهرام محدود بوده و به مراقبت خاص نياز دارد.  آتش آدران، از چهار نوع آتش تهيه مي شود و با آنکه اهميتي کمتر از آتش بهرام دارد، روحانيان از آن پاسداري مي کنند و اين در حالي است از آتش دادگاه، حتي يک غير روحاني نيز مي تواند نگهداري کند.  علاوه بر آتش هاي آييني، در اوستا تقسيم بندي ديگري از آتش امده که عبارتند از : آتش "برزيسوه" که در برابر اورمزد مي سوزد، آتش "وهوفريانه" به عبارتي غرايز، که در تن مردمان و جانوران جاي دارد، آتش "اورواز يشته"، که در گياهان است، آتش "وازيشته" و به عبارتي، آذرخش، که در ابرهاست و آتش "سپنيشته"، که در کانون خانواده جاي دارد. غير از اين تقسيم بندي ها، سه آتش يا آتشکده بزرگ اساطيري نيز وجود داشته که عبارت بوده اند از: آذر فرنبع (آتش موبدان)، آذر گشنسب (آتش ارتشتاران) و آذر برزين مهر (آتش کشاورزان ). اين سه آتشکده را سه قهرمان زميني: جمشيد در فارس، کيخسرو در آذربايجان و کي گشتاسب در خراسان، تاسيس کرده اند.  در دوره ساساني آتشکده هايي با اين نام ها وجود داشته است که در روايات، اصل آنها را از اين آتش هاي اساطيري دانسته اند. براي شخصيت  مينوي آتش در اوستا اسطوره هايي نقل شده است که زيباترين آن، داستان ستيز اين ايزد با ضحاک (اژي دهاک) سه سر، شش چشم و سه پوزه بد آيين برسر فره ايزدي است: هنگامي که جمشيد، پادشاه آرماني اساطيري ايران مرتکب گناه شده و غرور بر او چيره مي شود، فره ايزدي (نيروي آسماني که در وجود او به وديعه نهادينه شده بود) از او مي گيرند. اين فره در سه نوبت و سه بخش به شکل مرغي به پرواز در مي آيد.  بخش اول را مهر دريافت مي کند و بر همه سرزمين هاي اهورايي سلطه مي يابد. دومين بخش نصيب فريدون شده و بر اژدي هاک پيروز مي شود. سومين بخش را گرشاسب دلاور که اژدهاي شاخدار و زيان بخشان ديگر را نابود مي کند، نصيب مي برد.  پيش از آنکه فريدون بر فره دست يابد، اژدي هاک (ضحاک) ويرانگر براي دستيابي به فره ايزدي مي تازد و آتش سعي در نجات آن دارد. ستيزي ميان اين دو در مي گيرد اژدي هاک، تهديدي کند که هرگز نخواهد گذاشت آتش روي زمين بدرخشد، آتش نيز تهديد مي کند که اگر اژدي هاک بر فره دست يابد، چنان بر پشت و دهان او خواهد افروخت که تاب راه رفتن نداشته باشد و آنچنان اژدي هاک را وحشت زده مي کند که دست پس مي کشد.  به اين ترتيب، فره نجات مي يابد و به دريايي فراخکرد (درياي بي انتهاي کيهاني در اساطير ايران در کنار البرز که يک سوم زمين را در بر مي گيرد) مي رود تا سرانجام فريدون بر آن دست مي يابد.  در دعاي "آتش نيايش"، آتش را "نانا ناهو مشيا گنام" (باشنده خانه مردمان) مي خوانند و بايد به آن آتش (هيزمي که هست خشک و در روشنايي نگريسته شده) و بومي شايسته(بويده) و خوراک شايسته (فتوه) رساند.  اتاقي که آتش مقدس در آن مي سوزد، چهارگوش است و به 3 طرف (غرب، شمال و شرق) پنجره دارد تا غير روحانيون بتوانند آيين نيايش خود را پي گرفته و اعمال پرستش را به جاي آورند. 

نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت 11:39 توسط علیرضا| |

در فرهنگ ايرانيان قديم و زرتشتيان امروز روز دهم آبان، آبان روز نام دارد وقتى نام روز و ماه در فرهنگ زرتشتى يکى شد، جشن برپا مى شود. دهم آبان نيز به جشن آبانگان اختصاص دارد. آبان به نام آب و فرشته آب است. اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوى «آپ» و در سانسکريت «آپه» و در فرس هخامنشى «آپى» است. اين عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آيين مقدس است و آلودن آن گناه است و براى هر يک از آنها فرشته مخصوصى تعيين شده است.

• جشن و يسنه

واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است. بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است.در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند: جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه.
جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک در جامعه ايرانى به چشم مى خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند و طبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است.
هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گردهمايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است.

• آب مقدس

روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، اين روزها تغيير مى کنند.
هرودوت مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شويند.»
استرابون مى گويد: «ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ايرانيان به درياچه يا رود يا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نياميزد، چون اين کار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جايى ديگر مى گويد: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ريزند.» کريستين سن نيز مى گويد: «ايرانيان احترام آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.»
در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه زنان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته آب را نيايش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغيير مى يافت، براى آشاميدن و شست وشو به کار نمى بردند.
بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن نهرها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسيد که فريدون، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگى خود را مالک شوند.»
همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و نهرها را ويران کنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب که «زو» نام داشت دستور داد تا کاريزها و نهرها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد.
زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس از آن به شادى مى پردازند.
در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. اين اوست که آب ها را پخش مى کند (يشت ،۸ بند ۳۴) او نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است.
در فقره يک و دو، گرده ،۸ هفتمين يشت بزرگ مى گويد: «به سرچشمه آب درود مى فرستيم، به گذرهاى آب درود مى فرستيم، به کوه هايى که از بالاى آنها آب جارى است درود مى فرستيم، به درياچه ها و استخرها درود مى فرستيم.»
در يسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پيامبرش مى گويد: «نخست به آب روى آور و حاجت خويش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نيز در کشور کم آب ما مشهود است. در ميان مردم مايع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند آب روشنايى است يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گيرد و زود بازگردد و اين اعتقاد که آب ناخواسته و يا نطلبيده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مايع حيات بخش قائل هستند. در اينجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهيتا ايزدبانوى آب ها نيز معرفى شود.

• آناهيتا

ناهيد، اناهيد (اردويسور اناهيتا) ايزدبانوى با شخصيتى بسيار برجسته است که قدمت ستايش او به قبل از زرتشت مى رسد. «اردوى» به معناى رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفى است و «هيت» به معناى آلوده و ناپاک، به مفهوم آب هاى پاک و نيرومند معرفى مى شود. اين ايزدبانو در کتيبه اردشير دوم هخامنشى و در بسيارى از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهيتا» در مى آيد و در اواخر دوره هخامنشى در کتيبه هاى پادشاهان اردشير دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر مى شود. بنابراين پدر و مادر آب ها مى شود و از اپم پنات پيشى مى گيرد.
اناهيتا در آبان شيت اوستا، زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره با بازوانى سپيد و اندامى برازنده، کمربند تنگ به ميان بسته، به جواهر آراسته با طوقى زرين برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هايى درخشان به پا، با بالا پوشى زرين و پرچين. اين ايزدبانو با صفات نيرومندى، زيبايى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى در مى آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مى جوشد و بدين گونه «مادر خدا» نيز مى شود و همتاى ايرانى آفروديت (الهه عشق و زيبايى در يونان) و ايشتر (الهه بابلى) به شمار مى آيد. اناهيتا گردونه اى دارد با ۴ اسب سفيد. اسب هاى گردونه او ايزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاى گزيده است. او نطفه مردان را پاک مى کند و زهدان زنان را براى زايش آماده مى کند. او خداى محبوبى بود که بسيارى را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پيروانى دارد.

• قسمت هايى از اردويسور نيايش يا آبزور

درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردويسور اناهيتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پيروز و پرتوان هستند.
مى ستايم آب اردويسور اناهيتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى کيش است و در خور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاينده گله و رمه است، پاکى که گيتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست.
اردويسور اناهيتا که داراى هزارها درياچه و هزارها نهر است که هر يک از اين درياچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با اسب راهوارى براند.
آب ما، از آن بدانديش نيست، از آن بدگو نيست، از آن بدکردار نيست، از آن بدبين نيست، از آن کسى که دوست را بيازارد نيست، از آن کسى که همراهان را بيازارد نيست، از آن کسى که کارکن را بيازارد نيست، از آن کسى که خويشان را بيازارد نيست.
اى آب ستوده، به من بزرگ ترين دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلير همان گونه که پيش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشيدى.
با آرزوى اين که تمامى ما ايرانيان، گذشته خود را بشناسيم و تا جايى که توان داريم جشن هاى کهن خود را زنده کنيم و به احترام آب هاى تمام دنيا که پاک است و پاک کننده، به آن ارج نهيم و در حفاظت و پاک نگه داشتن آن بکوشيم.

منابع : سپندارمزد ، امرداد

نوشته شده در یکشنبه 24 آبان1388ساعت 18:9 توسط علیرضا| |
ما که سال تحویل در کنار افتخار ایران زمین تخت جمشید هستیم

شما چطور ؟

بیایید سال جدید را در کنار ایرانیان وطن دوست باشیم.

آمادگی خود را در این گردهمایی بزرگ به ما اعلام کنید.
منتظر قدوم سبز شما هستم.

نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 13:33 توسط علیرضا| |